محمد الريشهري

493

علم و حكمت در قرآن و حديث ( فارسى )

مزيّت اقرار به نادانى در پاسخ ابن قتيبه از افلاطون نقل مىكند كه گفته است : اگر گفتن « نمى دانم » ادّعاى دانايى نبود ، هر آينه مى گفتم كه من نمى دانم « 1 » . شهيد ثانى ، زين الدين بن على عاملى در مُنية المريد در باب آداب معلّم در جلسه درس مى گويد : « هر گاه [ آموزگار ] از چيزى كه نمى داند پرسيده شود يا در درس خود مواجه با چيزى گردد كه بدان شناخت ندارد ، بر او واجب است كه بگويد : نمى شناسم يا تحقيق نكرده ام يا نمى دانم يا بايد در آن مراجعه مجدّد كنم و شايسته نيست از اين كار سر باز زند و دين از دانش عالم است كه در آنچه نمى داند بگويد : « نمى دانم و خدا داناترست » . امام على عليه السلام مى فرمايد : « هر گاه از چيزى پرسيده شديد كه نمى دانيد ، پس بگريزيد . گفتند : گريختن چگونه است ؟ فرمود : مى گوييد خدا داناترست « 2 » » . ابوجعفر باقر عليه السلام فرمود : « آنچه را مى دانيد بگوييد و آنچه را نمى دانيد بگوييد : خدا داناترست . گاه شده است كه شخصى با بيرون كشيدن آيه اى از قرآن [ براى استشهاد به آن ] ، به اندازه فاصله زمين تا آسمان از [ حقيقت ] به دور مى افتد « 3 » » .

--> ( 1 ) عيون الأخبار از ابن قتيبة : 2 / 126 . ( 2 ) سنن دارمى : 1 / 67 / 181 . ( 3 ) كافى : 1 / 42 / 4 كتاب « فضل العلم » ، باب « النهي عن القول به غير علمٍ » وفيه « لتنزع الآية » بدل « ليسرع بالآية » محاسن : 1 / 327 / 660 عن زياد بن أبي رجاء ، البحار : 2 / 119 / 25 وفيه « لينتزع بالآية » .